سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود
این نامه رو برات نوشت

حال منو اگر بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن
اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم
جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم   یا تو بیا   یا منو پیشت برسون

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم روزانه عزیزم زرد و شکستت نکنه

چادر شب لطیفتو یه از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آبتو یه وقت نا غافل نشکنی

راسی دیشب بارون اومد
منو خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم

فدای تو
فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقتو بهت بگم به آخر خط رسیدم


نمیدونی چه قد دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
.
.
به خاطرت مونده یکی همیشه چش به راحته
یه قلب تنها و کبود  هلاک یک نگاهته

من میدونم
من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره
بدش خبر میدن بیا که داره احسان میمیره
.
.
عکسای نازنین تو با چنتا گل کنارمه
یه بغض گهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگیم با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه
اسمتو وقتی میارم


میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکی خندهات کنن

وقتی تو نیسی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشماتو از چشم من هیچوقت نگیر

 

 

با کم تغییر اما از

م.ح