مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنشو میبینی

اما پدر مثل خودکاره شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی دیگه نمینویسه

بیاییم تا داریمشون قدرشونو بدونیم

جیگر جفتشونو و همه پدر مادرای دنیا

بوس بوس

 

 

وقتی پشت سر پدر یا مادرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میرن، میفهمی ... پیر شدن

وقتی بعد از غذا یه مشت دارو میخورن، میفهمی چقدر درد دارن

اما هیچی نمیگن

وقتی پدرت داره صورتشو اصلاح میکنه و دستش میلرزه، میفهمی پیر شده

وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو بوده

دلت ..

دلت میخواد بمیری......

 

 

با تشکر از دوست خوبم حامد گماریان که این مطالبو از تو وبلاگش برداشتم