حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم

تو صیادی و من آهوی دشتم

حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !