دلخوشی ها

روزگارم این است:

دلخوشم با غزلی، تکه نانی، آبی

جمله کوتاهی یا به شعر نابی

و اگر باز بپرسی گویم:

دلخوشم با نفسی، حبه قندی، چایی

صحبت اهل دلی

فارغ از همهمه ی دنیایی

...

دلخوشی ها کم نیست

دیده ها نا بیناست

/ 2 نظر / 3 بازدید
آرزو

قشنگ بود. مال كيه؟

یادی از قیصر

سلام خسه نباشی از وبت خوشم اومد گفتم یک شعر که خیلی جالبه از قیصر امین پور برات بگذارم. دوست داشتی بزار تو وبت. ( و قاف حرف آخر عشق است آنجا که اسم کوچک من آغاز می شود) من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم: تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی! من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یك دهان شد هم آواز با ما: تو را دوست دارم، تو را دوست دارم