/ 3 نظر / 8 بازدید
مریم

شبي غمگين، شبي باروني و سرد مرا در غربت فردا رها كرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار كوچه ها كرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين با غربتش با من چه ها كرد تمام هستيم بود و ندونست كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد و او هرگز شكستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا كرد

نازبانو

اخـــــــــــــــــی[تایید] تبریک میگم [گل] بزن دست قشنگ رو به افتخار هرچی ادم وفاداره[دست][دست] سلام مارو هم به همسرتون برسونید[خجالت]