تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم

که هرشب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

 

تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم

صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

 

یه حسی از تو در من هست که میدونم تورو دارم

برا داشتنت هر دم درارو باز میذارم

/ 1 نظر / 12 بازدید

بايد فراموشت كنم چنديست تمرين مي كنم من مي توانم ! مي شود ! آرام تلقين مي كنم حالم ، نه ، اصلا خوب نيست .... تا بعد، بهتر مي شود .... فكري براي اين دلِ آرام غمگين مي كنم من مي پذيرم رفته اي و بر نمي گردي همين ! خود را براي درك اين ، صد بار تحسين مي كنم كم كم ز يادم مي روي اين روزگار و رسم اوست ! اين جمله را با تلخي اش ، صد بار تضمين ميكنم