دلتنگی

جهان را اندازه می کنم

با قدم هایم !

چهارده

سیزده

دوازده



از این جا

تا آن جا

فاصله ای

که به تو ختم می شود ...

و نگاهم

به سمت تو می آید ...

خودت را عقب می کشی

جهان ام بزرگ تر می شود !

به اندازه چند قدم

که دلتنگ تر می شوم

دورتر می شوم ...!
 
 
 
دختر ایرانی
/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

ممنونم که لینکم کردید . باعث سرافرازی وبلاگمه که شما رو لینک کنم [گل] موفق باشید

سیمین

کاش ميشد ما بهاري ميشديم خيس آواز قناري ميشديم کاش از خوبان عالم ميشديم توبه ميکرديم، آدم ميشديم کاش نامردي نصيب ما نبود درد بي دردي نصيب ما نبود کاش چوپان دل ما عشق بود پاسبان محفل ما عشق بود

سیمین

کاش میشد بی کسی را چاره کرد دفتر دلواپسی را پاره کرد یک سحر زلف تورا در خواب خوش با نوازش های باران شانه کرد درپس دیوار این شهر عجیب در کنارت عاشقانه خانه کرد کاش میشد دست در دست تو داد دیده با اهل جهان بیگانه کرد

آرزو

واعظـی پرسیـد از فرزنـد خویــش هیچ می‌دانی مسلمانی به چیست؟ صدق و بی‌آزاری و خدمت به خلق هـم عبـادت هـم کلیـد زندگـی‌سـت گفـت: ز ایـن معیـار انـدر شهـر ما یک مسلمان هست آن هم ارمنی‌ست!

آرزو

ايشالا هميشه نزديك عشقت باشي عزيزم

آرزو

پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری خدا هم گامی در غیرت برمی دارد تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد معشوقت ، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است ناامیدی از اینجا و آنجا ناامیدی از این کس و آن کس ناامیدی از این چیز و آن چیز

آرزو

تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست و بر آنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت حتی قطره ای هم هدر نرفته است خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای پس به پاس این ؛ قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند

آرزو

فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر راستی : اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است! عرفان نظرآهاری