داستان من

داستان من
با لبخند تو شروع شد ..
با من بیا
بگذار خواننده ها
پشت سرمان صفحه بگذارند

/ 2 نظر / 8 بازدید
مجید خادم

سلام توی " روزگار ما: حکایت دغدغه‌های یک مدیر " منتظر تو هستیم... دوستِ خوبم ... ... با یه مطلب اجتماعی : " روی شِن‌های ساحلی نقاشی نکنید؛ لطفاً ! " لطفاً؛ نوشتن دیدگاهت در مورد مطلب و شرکت توی نظرسنجی وبلاگ (ستون سمت راست) فراموش نشه ! روز و شبِت... به روشنایی خورشید .

نوید

از تو عبور میکنم فقط نگاه میکنی من اشتباه میکنم تو هم گناه میکنی ازم عبور میکنی ببین سقوط میکنم به من نگاه کن بزن فقط سکوت میکنم از تو عبور میکنم فقط نگاه میکنی من اشتباه میکنم تو هم گناه میکنی به من نگاه کن نترس، من به تو مبتلا شدم به موج میزنم ببین چه ساحلا خدا شدم به من نگاه کن بگو کجا رو زیر و رو کنم کدوم گلایه رو بگم چه دردی آرزو کنم به من نگاه کن برو فاصله باورم بشه در انتظار بودنت عذاب آخرم بشه ازم عبور میکنی ببین سقوط میکنم به من نگاه کن بزن فقط سکوت میکنم به من نگاه کن بگو کجا رو زیر و رو کنم کدوم گلایه رو بگم چه دردی آرزو کنم به من نگاه کن برو فاصله باورم بشه در انتظار بودنت عذاب آخرم بشه سلام . خوب بود .نمیشه غیر از شعر چیزای دیگه هم بنویسی.خسه شدما.برا رفع خستگی خودتم خوبه!!!