شب های تنهاییم همرنگ گیسوته

با من بگو از عشق ای آخرین معشوق

که برای رسوایی دنبال بهونه ام

با بوسه ای آروم خوابم را دزدیدی

تو شدی تعبیر رویای شیرینم

من تو نگاه تو دنیامو میبینم

فردای شیرینم نازنین من

 

تقدیر من عشق تو شد

که همیشه فکر مهالم بود

چشمای تو افسانه نیست

که تموم خواب و خیالم بود

 

شب های تنهاییم همرنگ گیسوته

آغوشتو واکن بانوی مهتابی

دلواپسی هامو با خنده ای کم کن

که تویی پایان تردید و بی خوابی

/ 2 نظر / 10 بازدید
پریسا

سلام آقا احسان توی گوگل سرچ کردم عشق یعنی خدا یکی از وبلاگهایی که اومد وبلاگ شما بود شعرهای قشنگی بودن به دل می نشست منم خیلی حرفا توی دلمه خیلی چیزای قشنگی که بین من و خدا ردوبدل میشخ ولی حیف که هر وقت میام بنویسمشون نمیشه التماس دعا

آرزو

مال کیه این؟ نه وزن داره نه قاقیه خیلی مشکل داره